چرکنویســ....

چرکنویســ....

دلم گرفت ای هم نفس..
پرم شکست تو این قفس..

درهم..

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۲۳ ق.ظ
یه چند وقتی هست دارم روش کار میکنم ولی نمیدونم چرا اذیت میکنه انقدر.. بعضی چیزا انقدر بد ساخته میشن که تعمیر پذیریشون خیلی پایینه و در واقع تعمیر نیست، بلکه تغییره.. یعنی آخر سر مجبور میشی کلی کار اضافه روش انجام بدی که درست بشه.. دوست داشتم امشب درست میشد و میتونستم زودتر خبرشو بدم به علی ولی خب نمیشه و هنوزم کار داره و الانم 1:15 شب هست و نمیشه تستش کرد چون همه خوااابن !

خیلی قدیم ترا تو اینستا برای خودم پیجی داشتم که از کارام و مطالبی که دوست داشتم، پست قرار میدادم و اطرافیانم هم کلی به به و چه چه میگفتن ولی خب نمیدونم چمه که از جلب توجه اصلا خوشم نمیاد و کم کم همون پیجه رو بستم..

میتونه جالب باشه اگه طوری زندگی کنی که قراره یه نفر یه روزی بیاد (حتی تو اوج نا امیدیت) و اونوقت تو کلی خاطره و عکس و فیلم داشته باشی که براش تعریف کنی.. هرچند نمیدونم و نمیتونم از کسی بپرسم درست و حسابی (البته شاید یه مشاور بشه) که واقعا همچین اتفاقاتی تو زندگی مشترک مردم میوفته یا مثل این چیزایی که میبینیم و میشنویم همش جنگ و دعواس :))

نمیدونم این چیه که 6-7 جای پامو تو مسافرت 1-2 روزه نیش زده و رفته.. فکر کنم خیلی گرسنش بوده نامرد.. تا حالا به این تعداد و پشت سر هم نیش نزده شده بودم..!

شب به خیر باشد..
  • ۹۶/۰۶/۱۲
  • محـ ـمد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">