چرکنویســ....

چرکنویســ....

دلم گرفت ای هم نفس..
پرم شکست تو این قفس..

نیمه باز..

پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۵ ق.ظ

امشب وحید بهم درسای قشنگی داد.. واقعا در خونه ی امام حسین چه آدمای بی ادعا و مشتی ای پیدا میشن و اونوقت امثال من هم فکر میکنیم با ماها فرق دارن.. اما پاش بیوفته سرشونم واسه آقا میدن و ماها وایمیسیم نگاه میکنیم.. ای امام حسین یه زره به من درک و شعور بده بفهمم تو دستگاه شما چی میگذره انقد زود قضاوت نکنم.. ولی واقعا دمش گرم.. امیدوارم که به پای همسرش پیر بشه.. گلهای رز هم خیلی جالب بودن.. مطمئنم خانمش خوشحال میشه :) بگذریم.. یه حسی فک کنم تو وجود آدما هست به عنوان حس دوست داشتن که بخاطر همین دوست دارن یکیو دوست بدارن.. و هرچقدر هم یه نفر رو عمیق تر دوست بدارن براشون قشنگ تر میشه.. و فک میکنم خیلی سخته یه نفر این حسو داشته باشه ولی به هر دلیلی نتونه کسی رو پیدا کنه.. حالا این وسطا بعضیا پیدا میشن میگن کی بهتر از خدا و.. ولی یکی نیست بهشون بگه باباجون داستان چیز دیگه هست که شما درک نمیکنی و کلا ذهنت جای دیگه اس.. اواسط مرداد کلا نقشه ی زندگیم که ترسیم کرده بودم برای چند ماه بعد تقریبا بهم خورد و الان تو وضعیتی هستم که نمیدونم دارم دقیقا چیکار میکنم.. ثبت نام دانشگاه هی داره عقب میوفته و اونم چی ! ارشد برق که گاهی وقتا 5-6 ترم هم براش کمه و من فک میکنم مثلا تو 3.5 ترم میخونم !! :)) قاطی کردم خلاصه به اصطلاح خودمو گول میزنم.. به نظرم از نگاه بعضی اطرافیانم آدم حال بهم زنی هستم با این سبک زندگی.. ولی خب همینه دیگه.. میترسم بگم کاشکی..... و این بشه یه ناشکری اساسی.. خلاصه که با این خودمو گول زدن دنبال شهریه ی خفن ارشد ازاد هستم اونم در حالی که حقوق و اینامو از قبل خرج کردم و الان قراره نم نم پس بدم.. شما بخونیدش وام گرفتن.. دیگه نای نوشتن ندارم.. یعنی کلا همینمشم با چشمای نیمه باز نوشتم.. به خودم میگم بیا بریم بخوابیم و قبلش در مورد اون فکر کنیم.. همیشه دوست دارم گریه کنه و من بغلش کنم.. شاید آزار دارم.. نمیدونم.. شب بخیر..




  • ۹۶/۰۷/۲۰
  • محـ ـمد

نظرات  (۲)

+ من یه وقتایی یه طوری خسته ام که قسمت دوست داشتنم خراب میشه، هیشکیو دوست ندارم!!(: شاید اون حسی که می گید تو همه آدما وجود داشته باشه ولی یه وقتایی به شدت کمرنگ میشه.

+ خدا یه پول تپل براتون برسونه همه واماتونو بدین(; من قرض داشته باشم(بخونید وام(: )، خواب ندارم |:

+ جالبه برای اون جمله ای که تو وبلاگم نوشتم اونی که مخاطبمه به خودش نمی گیره ولی بقیه به خودشون می گیرن((: شخص مخاطب من همشهریمه(; همین برام عذاب دهنده ست که نکنه منو بشناسه و غار تنهاییمو پیدا کرده باشه |:
پاسخ:
بله آدم معلوم نی چجوریه.. من که بعضی وقتا از خودمم بدم میاد.. دوست ندارم کسی دوستم داشته باشه و الی آخر.. :)

+ ممنونم از لطفتون.. همچنین برای شما.. خواب نداشته باشیم که نمیتونیم درست بریم سر کار و خلاصه کارمون زااار میشه.. پس وامی خوبه که در کنارش خواب هم باشه.. :))

+ اون قسمت از نوشتتون خدایی حرف دلتون بود و معلوم بود کلا دلتون پره.. حالا یه بخشیش هم مربوط به مخاطبتون بود و البته حق هم دارین حس بدیه آدم ببینه یه همشهریش داره وبلاگشو مدام چک میکنه.. به قول شما شاید بشناستتون و سر از غار شما سر در آورده باشه.. اینجوری اگر یه خورده به اینترنت هم وارد باشه.. میتونه حتی اگر وبتون رو عوض کنید هم پیداتون کنه :| امیدوارم حداقل آشنا نباشه و شما هم بیشتر از اینا اذیت نشین..

خدا نگهدارتون.. :)
مسلما همینطوره و این یک حس درونی هست و توی قالب های مختلف خودش رو نشون میده...دوست داشتنی که بین هم خون ها وجود داره(خواهر و برادرها)دوست داشتن والدین و بچه ها و همچنین دوست داشتنی که بین زن و شوهر هست...همه این رابطه ها مراقبت های خاص خودش رو داره،مثل یک نهال که مراقبت میخواد.

شهریه دانشگاه ازاد و بین الملل هم که برای ما قشر متوسط جامعه واقعا سخته...اینجور دانشگاه ها برای ژن خوباست :)) والا

دستگاه امام حسین و امام حسین هم واقعا در حدی نیستم که دربارش حرف بزنم...
پاسخ:
اوهوم.. من احساس میکنم دوست داشتن بین دو همسر جنسش با بقیه خیلی فرق داره و خاصه.. :)

بعله.. واقعا هزینه ی زیادی داره.. :( ژن خوبا که میرن اونور آآآب :))

خواهش میکنم.. لطف دارین.. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">