چرکنویســ....

چرکنویســ....

دلم گرفت ای هم نفس..
پرم شکست تو این قفس..

جدال..

پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۳ ق.ظ




جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود

عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود


عقل با دل رو به رو شد ، صبح دلتنگی بخیر

عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود


عقل کامل بود ، فاخر بود ، حرف تازه داشت

دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود


عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند

دل سراسر دست و پا می زد ، ولی بیهوده بود


حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت

گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود


من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم

هر اناری که پروردم به خون آلوده بود


ای دل ناباورمن دیر فهمیدی که عشق

از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود


                                                                                                       "فاضل نظری"


 این شعر رو خیلی دوست دارم.. واقعا جدال بین عقل و دل، خیلی غمگینه.. آدما تو زندگیهاشون، بخصوص مواقع عاشق شدن و تشکیل زندگی دادن.. دچار همچین جدال هایی میشن.. اونجایی که دلت بهت اسرار میکنه و عقلت با دلایل منطقی میخواهد جلوی دل رو بگیره.. اگه به حرف دلت گوش بدی، احتمالا نتیجه اش سختی های خاص خودش رو خواهد داشت.. سختی هایی که به صورت عقلی شاید کسی قادر به تحملش نباشه.. و اگر به حرف عقلت گوش بدی، میشه یه نتیجه ی دلسرد کننده ولی شاید سختی کمتر.. نمیدونم واقعا تو همچین مواردی میشه چیکار کرد.. ولی خب به نظرم از سخترین این جدال ها.. مربوط به محبت و عشق های دنیایی هست.. گاهی وقتا پای حرف دل آدما که میشینی.. متوجه میشی که گاهی وقتا عقل پیروز شده و گاهی وقتا دل.. اونایی که پای دلشون وایسادن به نظرم راضی ترن.. انگار حس خوبتری دارن.. ولی سختی ها اذیتشون میکنه.. اونایی هم که پای عقل وایسادن.. راضی هستن اما شاید ته دلشون میگن حرف دلمون هم خوب بود هاا...


چند وقت پیشا یه جمله ای خوندم که میگفت "عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگی کنی چون اگر عاشقانه انتخاب کنی، عاجزانه زندگی میکنی" و من گاهی وقتا یادش میوفتم و به این فکر میکنم که واقعا درستـــه..؟؟


و باز هم.. نمیــــــدانــم جوابش را..


  • ۹۶/۰۸/۱۱
  • محـ ـمد

نظرات  (۲)

عالی
پاسخ:
:)
سلام.

بنظر من راه حلش اینه که چیزی که از فیلتر عقل رد نشده و تاییدش نیس همون اوله اول بذاریم کنار و جدی نگیریمش که بخواد بعدا ما رو تو جدال بندازه و در موقعیت انتخاب بین این دو قرار بده...
من یه زمانی فکر میکردم اینکه خلاف عقلت پای دلت وایسی یعنی خیلی شجاعت به خرج دادی اما شکر خدا با گذر زمان فهمیدم شجاعت نیست و حماقته !...
اون جمله هم پربیراه نگفته باید عاقلانه انتخاب کرد، اما گاهی با انتخابای عاقلانه عشق و کششی در میون نیست... خب آدم که مجبور نیست میذارتش کنار...
بجز رضایت عقل رضایت دل هم باید باشه اما نه حتما در حد شیدایی...

خلاصه این نظر من بود. 😊
پاسخ:
سلام.. 

اوهوم.. قبول دارم.. منتها میدونید.. بعضی وقتا همه چیز از فیلتر عقل رد نمیشه.. یا اینکه درجه حساسیتش رو خودمون میاریم پایین.. بعدا که دل حسابی باهاش درگیر شد.. عقل خودشو میاره جلو و شروع میکنه سنگ اندازی.. 

ولی خب اگر کسی بتونه همهدچیز رو اول با عقلش بسنجه و بعدا تحویل دل بده.. قطعا مشکل جدال و اینا نخواهد داشت... 

اوهوم.. انتخاب های عاقلانه هم میتونن در راستای دل باشن.. :)

ممنونم از نظرتون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">